دروازه رویایی

سلامم:>

خب می‌خوام راجب یه موضوع تقریبا مهم صبحت کنم

نمی‌دونم رمان منو خوندین یا نه

به اسم بانوی گانگستر

خب من اوایل که شروع به نوشتنش کردم شور و شوق خاصی داشتم

ولی وقتی از دور داستانش رو داخل ذهنم مرور کردم احساس کردم داستانش مزخرفه

البته این فقط نظر خودمه،

چون راجبش با هرکس حرف زدم مخالف بود

ولی در این بین ایده رمان قشنگی به ذهنم رسیده

اول اینکه میراکلسی نیست

ایرانیه

داستانش هم خودم به شخصه دوست دارم

​​​​​و وقتی برای بقیه گفتم بقیه هم خوششون اومد

حالا یه خلاصه میدم

کسایی که خلاصه اون یکی رمان یعنی بانوی گانگستر رو دیده باشن و خونده باشن ممنون میشم بیاین من نظر بدین که کدوم رو بزارم

خلاصه : راجب یک دختر هست که مخ بازی های کامپیوتریه

و با این قمار می‌کنه، لابد میگین چجوری؟

اون با همه نوع آدم بازی می‌کنه و وقتی که برد طبق اون شرطی که قبل بازی گذاشتن پول میگیره

فرزند طلاقه و پیش پدرش زندگی می‌کنه، وضع مالی خوبی داره ولی به این کار معتاده

و حالا به دلایلی که داخل رمان میگم از ایران می‌ره....