دروازه رویایی

 

سلام 

 

خب من نشستم فکر کردم و یه ایده برای رمان جدید به ذهنم رسید:>

اینم بگم هاااا من بانوی گانگستر رو به زودی زود میدم اما گشادی مانع این میشه پارت یک رو تموم کنم:|💔

ولیییی میدمش حتماااااا 

 

◇─◇──◇─────◇──◇─◇

 

رمانم همون اسم نداره چون واقعاااا هیچی به ذهنم نرسید🌝✨

ممنون میشم کمک کنید 

 

خلاصه داستان : این داستان هول محور دوتا خانواده می‌چرخه که باهم زندگی میکنن ولی شخصیت اصلی این داستان یک دختر دبیرستانی هست که دوتا دوست جون جونی داره و برای تعطیلات تابستون با دوستاش میرن به خونه خالش که در پاریسه و می‌فهمه خالش قراره ورشکست بشه

حالا به نظرتون این دختر چیکار می‌کنه؟! میزاره خالش ورشکست بشه یا بهش کمک می‌کنه؟! 

 

◇─◇──◇─────◇──◇─◇

 

این یک رمان تو ژانره درام هست و خب صحنه های طنز زیاد نداره

و اینکه به احتمال زیاد عاشقانه هم بشه 

حالا کامنت بدین ببینم چه کنم.....

گرچه به احتمال زیاد میزارمش 

 

حیح فعلا🧸💕